این دو غزل از نخستین کارهای من است.
مربوط به سال ۷۹ و دوران دانشجویی در کرمان
استفاده از واژه های سخت تاکید من بود در آن روزها که شاید از لطافت شعر دوم کاسته باشد.
نقد و نظر شما دوستان یارای این قلم خواهد بود.
۱
سلام دسته ی گنجشک های تکراری
خوش آمدید به این قصه ی سپیداری
به قصه ای که نباید شنید ، باید دید
حدیث بوالهوسی های مردِ درباری
شما در اوجِ پریدن ترانه می خوانید
ندیده اید زمین را هنوز انگاری
که دختری وسطِ این پیاده رو یخ زد
کنارِ دسته ی کبریت های نم داری
چرا صدایی از این شهر بر نمی آید
چرا نمی شکند این سکوتِ اجباری ؟
سلام دسته ی گنجشک ... ها ؟! کسی خندید؟
کسی که بالِ شما را شکست پنداری!
اسفند 79 ـ مشهد و کرمان
************************
۲
در آستانه ی «دار» اَم ، اراده ای ديگر
و آخرين غزل اَم ، شعر ساده ای ديگر
حديث چوبه و مرگ و ترانه و طغيان
حديث دخترِ گيسو گشاده ای ديگر
و خاطراتِ ترک خورده می شود تکرار
زمينِ یخ زده ، مردِ پياده ای ديگر
صدای خسته و سردی که با خودش می گفت:
- خوشا قصاوتِ ضحاک زاده ای ديگر !
و باز سيلی یِ توفان و جنگلِ ترديد
و باز هيبتِ از دست داده ای ديگر
خدای ساکت جنگل ، نگو خدا حافظ
تو در برابرِ باد ايستاده ای ديگر !
در آستانه ی دار اَم و باز می خواهم
بنوشم از دهنِ مرگ ، باده ای ديگر ...
زمستان 79 – کرمان
نظر دوستان:
رجب بذرافشان:
سلام
هر 2 غزل اگر کشش در خواننده ایجاد نکرده اما از احساس خوبی برخوردار بودند و همانطور که اشاره کردید زمان سرایش به مدت ها قبل بر می گردد
یا علی
http://www.vey.persianblog.ir/
*********************
محبوبه موسوی:
سلام سحوری عزیز
راستش بر خلاف نظر خودت غزل دوم بیشتر به دل من نشست شاید به این دلیل که به سادگی غزل اول نبود و همین لابد باعث می شود که گمان بر این رود که روانی اش کمتر ست. اما این نوع شعر های شما اهمیتشان در محتواست( البته بدون اینکه بخواهیم زیبایی فرمی را انکار کنیم ) و محتوا هر چه بیشتر به دنیای پیچیده ی امروز نزدیک می شود به خاطر ذات این فضا پیچیدگی و عمق و معنای خاصی می یابد.
به هر حال روانی شعرها به سیالی آب آدم را می برد و در فضای شاعرانه ی خودش غوطه ور می کند. زیبا ست و لطیف . موفق باشی
http://www.damadam4.blogfa.com/
**************************
راد:
از آن چه فکر می کردم بهتر بود. شاید به خاطر سلیقه کلاسیک و قدیمی من است که از شعرهای جوان های امروزی کم تر می پسندم. اما از شعرهای شما خوشم آمد و چیزی برای گفتن ندارم. جز این که:
"سلام دسته ی گنجشک های تکراری
خوش آمدید به این قصه ی سپیداری"
ابتدای مصرع دوم سکت دارد. پیشنهاد جایگزین ندارم اما فکر می کنم امکان بهتر شدن دارد.
http://www.halgheh3.blogfa.com/
*************************
رضا نیرو:
سلام! غزلها روانند . امابرخی ترکیبها در کارتان استفاده ی تازه ای نیست. برخلاف بیت اول که گنجشکهای تکراری و قصه ی سپیداری ترکیبهایی آشنا زدایی شده و موفقند .در شعر اول رابطه ی دختر کبریت فروش و مرد درباری و دسته ی گنجشکها هیچ پیوند روایی ندارد.فقط آنها را کنار هم گذاشته اید بی هیچ کنشی بین آنها و این کار را پادر هوا کرده است. تضاد بین دختر کبریت فروش و پرنده ها ی ترانه خوان مشکلی را حل نمی کند بین عناصر روایتتان کنشی نیست و شعر حالتی ایستا دارد.
شعر دوم پر از تصاویر و عبارات نخ نما است(با عرض معذرت). مثل "شعر ساده "،"حديث چوبه و مرگ و ترانه و طغيان"،"خاطراتِ ترک خورده "(این یکی که اصلا مال قیصر امین پور است)،"صدای خسته و سرد"،"سيلی یِ توفان و جنگلِ ترديد".
این ها را خواننده با همین شکل استفاده بارها دیده است و دیگر تاملی بر آنها نخواهد کرد. البته خودتان گفته اید که جزء اولین کارهایتان است اما چون خواسته بودید نقد شود جسارت کردم و عمده ترین عامل ضعف کارها را به زعم خودم خدمتتان تذکر دادم. برقرار باشید!
********************
دریا موسوی:
درود برادر
راستش از شعر کلاسیک چیزی نمی دانم که در خور نقد و نظر باشد . اما در یک نگاه ساده می توان گفت شعر اول بهتر از آب در آمده و تصویر های زیبایی دارد برای مثال:که دختری وسطِ این پیاده رو یخ زد/کنارِ دسته ی کبریت های نم داری/
در کل خوب هستند و من دوست می دارم
با احترام
********************
اسماعیل مهران فر:
سلام بر سحوری عزیز
نمی دانم برای این غزل ها چه جنسیتی قائل شوم
اول اینکه شعر ها حتی از دورانی که به آنها نئو کلاسیک می گویم پایین ترند و باید اگر در خود توانایی سرودن این باب را نمی بینیم به دیگران واگذاریمش که من دیگرانی را هم نمی بینم که کاری در غزل کرده باشند و تنها به ادا در آوردن و تمسخر یکدیگر مشغولند .
در هر حال این پیشنهاد را از سمت من بپذیرید و رویش فکر کنید و رویش به نتیجه برسید دوست من !
*********************
حسین جلال پور:
سلام
کارها نشان می داد که از یک شعر شناس سرزده اند پس:
من "نم داری" رو فکر می کنم جدای از ضرورت قافیه باید "نم دار" باشد.
"بر" به معنی بلند شدن در این دوره خوب نیست.
در شعر دوم "خاطرات ترک خورده" مقداری نا خوش نشسته.
پابرجا باشی دوست من!
http://manharfmizanam.persianblog.ir/
***********************
روهولا باقری:
سلام
بهروز عزیز!
یه چیز جالب برای من اینه که همه کسانی که در ان سالها در انجمن دانشگاه ازاد و دانشگاه باهنر که شلوغتر از انجمن خواجو بود و مدرنتر ادبیات کار کرده اند هنوز هم دارند این راه را دنبال میکنند . حتا شاعران بومی جوان که الان یه پا برا خودشون صاحبنظرند.
من غزل دلیجانت رو همون موقع ها هم کار باارزشی میدونستم . وزنی که انتخاب شده درست متناسب با مضمونه . انگار تصاویر را از دلیجانی میبینی که درحال حرکته.
اما هنوز هم قالب غزل را معاصر نمیدانم و البته ابداعاتی را که به نام غزل ودر جهت پیشرفت ان میکنند نمی پسندم .
و البته به یک حقیقت دیگری رسیده ام که اصولن شعر هنر معاصر جهان نیست .
************************
سیروس عبدی:
سلام دوست من
کارای خوبی بودند ولی زبان در هر دو غزل اون انتظاری که از مضمون میرفت به خوبی پرداخت نشده بود
در بعضی ابیات خیلی خوب از پس آن برامده اید ودر بعضی ابیات من به دنبال ساختار و زبانی قدرتمنتر بودم.
http://www.savaraneh.blogfa.com/
*************************
بی قلم:
اندیشمندانه و موزون
یاد غزل یاسمی افتادم:
فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار
کمی آهسته تر شاید...نه محکمتر قدم بردار...
http://www.bighalam.blogfa.com/
*************************
لیلا اکرمی:
خوندم و لذت بردم. فقط اگه این کارها قدیمی اند احتمالا کمی ایراد ها به همون علت اند . مثلا کبریت های نم داری ...یا باید با بیت بعد موقوف المعانی می شد یا باید نم دار نوشته می شد ...
کار دوم رو کمتر پسندیدم...
به هر حال ممنون
موفق باشید
http://leylaakrami.persianblog.ir/
**********************
راحیل حسینی:
سلام هر دو کار رو خوندنم
من کار دوم رو بیشتر پسندیدم
کار اول کاری قابل حدس و پیش بینی بود و کمتر نیاز به درگیر شدن مخاطب داشت
کار دوم کمی مخاطب را به تفکر بیشتر وا میداشت ...
کارهای ساده ای بود که پیچش و سیاهی امروزی اجتماع در ان به شکل نرمی مشاهده میشد به نظرم نیاز به تحکم بیشتر ی داشت
با نهایت احترام ومهربانی-پرستار
***********************
فاطمه اختصاری:
سلام دوست عزیز
شعرهاتونو خوندم
البته از سال 79 خیلی گذشته
ولی وقتی شما این شعرهارو توی وبلاگ گذاشتید یعنی بهشون ایمان دارید
شعر اول زیبا بود اما عناصری رو آورده بودید که اصلا ازشون کار نکشیده بودید مثل قصه ی بولهوسی ها ی مرد درباری
و حتی گنجشک ها
شاید این شعر باید خیلی حرف های دیگه رو هم می زد که ...
به نظرم شعر دوم هم این مشکل رو داره
اراده ای دیگر !!!
دختری که اصلا شخصیت پردازی نشده و نمی دونم چرا اونجاست
(و) های اول بیت ها هم زیاد جالب نیستند و توی کار ننشستند
به هر حال موفق باشید
http://havakesh3.persianblog.ir/
***********************
بابک صحرانورد:
با سلام . فکر می کنم اگر به همین شکل جدی غزل معاصر را بشکافید و بشناسید قطعا جایگاهی مطمن خواهید داشت . ای کاش بعضی ها از تنگ نظری های دگم دست بر می داشتند و فقط کار می کردند .
به هر حال بنده لذت بردم اگر اشکالاتی هم داشت یاداشت نکردم . تا چه شود .
http://babaksahranavard.blogfa.com/
*************************
محمدرضا محمدی آملی:
سلام ودرود بر شما
نمی دانم چرا وقتی غزل اول شما را خواندم به یاد این غزل فرهاد صابر افتادم
باز می آیند روزی دسته لک لک های خیس
چشمه را آغوش می گیرند اردک های خیس
راستی در جهان ناموزون امروز موزونیت ذهن و زبان و ایجاد قرینه های چند گانه تا چه مقدار پاسخگوی ورطه های هولناک زندگی است . آیا می توان بودن را از این راه در جهان چند گانه معنا کرد .؟
یگانگی انسان با جهان چگونه فراهم می شود ؟
پس ....
http://www.harfeno.blogsky.com/
***********************
عبدالحسین انصاری:
سلام عزیز
غزل اول برای ارتباط حسی برقرار کردن با مخاطب بیشتر موفق بوده مخصوصا بیت اول ولی غزل دوم تلاشی ست که به شعر نرسیده
ولی هردو کار بن مایه های غزل امروز را داشتند
در پناه بارون
**********************
خیام ظهیری:
نوشته اي استفاده از كلمات سخت! اما من كلمه سختي در شعر دوم نديدم كه از لطافت شعر (لطافت شعر به چيست؟) كم كرده باشد.
اتفاقن شعر دوم بهتر از شعر اول است. فقط من به جاي قساوت - شقاوت را پيشنهاد مي كنم. هم به خاطر اينكه بعد از كلمه خوشا حرف سين در كلمه قساوت كه بعد از ان قرار مي گيرد نمي تواند انتظار مخاطب را براي حضور مكملي مناسب براي حرف شين در خوشا براورده كند و به همين دليل حرف شين در شقاوت مي تواند چنين روندي را در ذهن مخاطب تكميل كند. از لحاظ معنا زايي هم به گمانم قساوت و شقاوت با هم فرق چنداني نمي كنند / پس بايد به اهنگ كلمات در همنشيني با هم نيز توجه كرد.
http://khayam57.persianblog.ir/
*********************
راهله معماریان:
سلام عزیز . ممنون از لطفت و حضورت...شعرهات زیبا بود. من که لذت بردم و ممنونم از دعوتت. در بیت کبریتهای نم داری (ی) متفاوت از بقیه ابیات بود. البته منم خودم اینکارو می کنم بعضی وقتها ولی با اختیار. گفتم بگویم که شما هم اگر خواستید میتوانید با اختیار و با دل خودتون اینکارو بکنید!! اما همه میدونیم که این کار زیاد درست نیست چون اصلا موسیقی کلام متفاوت میشود. ممنون از تحملتان...باز هم منتظر حضورتان هستم و نظرتان...
http://rahelememarian.blogfa.com/
**********************
نیلوفر نیک بنیاد:
سلام . امیدوارم خوب باشین . همونطور که قبلا هم گفته بودم من از شعر دومی بیشتر خوشم اومد . شاید به خاطر همون لغات به اصطلاح پیچیده . البته منظورم این نیست که اولی قشنگ نبود ولی به هر حال هر کس یه سلیقه ای داره دیگه . به نظر من به طور کلی موضوع اولی و نوع نگارش دومی خیلی جالب بود . موفق باشید .
http://www.2charkhe.blogfa.com/
************************