این گونه نوشتن این غزل به منظور عدم قطع ارتباط واژگان در جمله ها بود. تجربه ای مربوط به چهار پنج سال پیش. به هرحال این یک غزل است:
سه نقطه ... سکسکه....ساکت !
خطی سياه و ممتد و ترانه ی يک مردِ مست و سر در گم :
« تلو تلو »
و سپس آسمان مرده و غم گرفته ای که نمی بارد از لجِ مردم
شما, بله, خودتان, خانمِ قشنگِ سياه !
که روی لحنِ صداتان نشسته يک کژدم
چرا نگاهِ شما راه می کشد هر شب
از اين کويرِ ترک خورده تا حوالیِ رُ م
و بعد , مست -همان مستِ سطرِ اولِ شعر-
نگاه کرد به دختر
نگاه کرد به خُم
و ديگر هيچ صدايی نيامد الّا دف
تُ تُم تُ تُم تُ تُ تُم تُم تُ تُم تُ تُم تُم تُم