تبليغاتX
سحوری
سحوری
غزل امروز
یک غزل (دلیجان)

 

این غزل نیز مربوط به دوران تجربه است.

با مصراع هایی طولانی و حاوی یک روایت .......

و به هر حال این نیز یک غزل است:

 

...و مردمکانِ حقير اَش

            به خونِ جاری هفت دلاور

                        بر سنگ فرشِ ميدانِ آبادی

                                                  قهقهه می زد...

 

 

 

دليجان می رود آهسته و غم ناک و موزون روی سطحِ جاده ی خاکی

و می لرزد در آن با هر تکان  دل های پاک هفت مردِ ساده ی خاکی

صدای غژّ و غژّ چرخ های چوبی و خشک اَش نمی آيد به گوش ، امّا

به گوش اَت می رسد از زيرِ هر چرخ اَش صدای ناله ی سرداده ی خاکی

و اسبِ خسته ی پيری که با خود می کشد حجمِ دليجان را و می بينی

که گردن کرده خم در زيرِ بار ظلم و استبداد اين قلاده ی خاکی

و وقتی سايه ی دِه می شود از دور پيدا خوب می بينی که آشفته

فشرده حلقه ی زنجير ها را دست های از نفس افتاده ی خاکی

و ميدان از حضور چوبه های دار غمگين است و می داند که می آيد

دليجانی که در آن می تپد انديشه های ژرفِ هفت آزاده ی خاکی

 

«و بعد از ظهر روز تيرباران» شاعری تنها نشسته گيج و سرگردان

و در ميدان ميانِ پوکه ها مانده جسد های به خون آلوده ی خاکی ...

 

تير ماه 79 - کرمان

 

 

نقد و نظر برخی دوستان:

 

 

 

دوست عزیز سلام

خب! البته میل به سرودن ایندست کارها زمانی روزامد و جذاب بود و سبب انگیزش شاعران را تامین می کرد. با اینهمه با این که طول مصراع ها کشیده بود اما منسجم و یکدست بنظر می آمد...

 

رجب بذرافشان

http://www.vey.persianblog.ir/

 

به نظر من وزن استادانه انتخاب شده بود و در تمام موقع خاندن این غزل احساس میشد که دلیجان در حرکت است.

 

روهولا

http://qessehkhani.blogfa.ir/

 

یاد چارلز برانسون افتادم تو فیلم هفت دلاور
اونجایی که بچه ها بهش میگن نگران مردن نباشه چون هر روز روی قبرش براش گل میذارن!
اونم میگه: خدای من ! چقدر آدم با شنیدن این حرفها اساس آرامش میکنه !!
زیبا بود وپر معنا

شبشمار

http://shabshomar.blogfa.com/

 

سلام عزیز
زیباست ولی احساس می کنم ردیف خاکی خوب جا نیفتاده

 

عبدالحسين انصاري

http://dobaitee.blogfa.com/

 

سلام دوست گرامي . غزل را خواندم . از طولاني بودن مصراع ها بدم نيامد كه هيچ / خوشم هم امد . البته رديف خاكي اگر به جاي قافيه قرار مي گرفت بهتر بود !؟ البته شايد . به هر حال بعضي جاها كمي اذيت ميكرد . باز هم ممنون / تا بعد ...

 

خيام ظهيري

 http://khayam57.persianblog.ir/

 

سلام عزیز اول بزار احساسمو بعذ از خوندن شعر بگم بسیار زیبا با تسویر سازی فوق العاده واقعا یک غزل محکم و حماسی(اولین بار بود که یه غزل حماسی خوندم)
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
بااین وزن میشه همه دردهای روزگار رو شعر کرد و شما این کار رو به زیبایی انجام داده اید
خب موضوع تیرباران هفت آزاده بود ولی دوست دارم بدونم اصل موضوع چیه؟

 

بهرام احمدي

http://soltanbitab.blogfa.com/

 

 

سلام
ممنون از تشریف فرمایی شما
غزلتان به دوران تجربه هم که متعلق باشد خود تجربه زیبا و جالبی ست

البته برای تکمیل شدن روایت بهتر بود قبل از بیت آخر یکی دو بیت دیگر هم می بود که توصیف فضای میدان اینقدر کلی و مبهم نباشد اما در کل غزل ساختار محکمی دارد و وزن انتخاب شده هم کاملا با فضای شعر همخوانی دارد

 

سيداحمد عندليبي

http://havaye-bi-sarzamin.blogfa.com/

 

 

 

سلام
شعر حس فشرده ای را القا می کند اما در عین حال طولانی بودن مصرع ها باعث می شود که تمرکز خواننده به هم بریزد. شاید بتوان پلی پیدا کرد بین این همه فشردگی حس و تمرکز درونی شعر البته با توجه به موضوع روایت . به نحوی که هر کلمه معطوف به روایت باشد. منظورم این نیست که شعر شما این ویژگی را ندارد اما این مثال:
اگرم رسوا کند این عشقی که ندانم من که چه خواهد شد من و رسوایی چه کنم یاران به که گویم من به چه عنوانی به چه پیغامی

اگرچه می توان از بیشتر این کلمات صرف نظر کرد و مصرع را خیلی کوتاه کرد اما شاعر با طولانی کردن مصرع در تلاش بوده تمرکز بر موضوع را موکد کند.
از نظر من این مصرع طولانی خوبی نیست چرا که می توان بعضی از واژه ها را حذف کرد.
شعر شما این طور نیست اما ضرورت رسیدن به قافیه و ردیف خاکی گاهی شعر را از تمرکز بر روایت دور می کند. البته یادم هست که خودت در ابتدا تاکید بر تجربه ای بودن این شعر داشتی و چقدر تجربه ی خوبی ست به امید روزی که نتوان در شعر هیچ واژه ای را حذف کرد .
موفق باشی و شعر همواره از ذهنت بر زبانت جاری

 

محبوبه.ميم

http://www.damadam4.blogfa.com/

 

درود! شعرتان زیبا بود اما اوردن واوهای متوالی(شش مرتبه درشش بیت) وجواب ندادن ردیف در بعضی مصرع ها از اشکالات کوچولوی کارتان بود بامن بمان!!

 

رضا علی اکبری

http://www.rezaaliakbari.blogfa.com/

 

 

سلام .
آیا شعر معاصر می خواهد تنها در محدوده ی زبان خود را از شعر دیروز مشخص کند .قطعا محدود کردن نوگرایی به زبان تلاش بیهوده ای است .

غزل معاصر خوبی در ترکیب بندی و تصویر سازی بود .

 

بابک صحرانورد

http://babaksahranavard.blogfa.com/

 

با اینکه شعر زیبایی است و سرودن این نوع شعر مشکل است ولی خواندن ان هم مشکل است و تا حدودی از شیوایی ان می کاهد
موفق باشی دوست عزیز

 

هوشمند

http://darkhalvat.blogfa.com/

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 12:44  توسط سحوری  | 

 
offshore